الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
369
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
و توبه مانند پادزهر ، و بسا كه آن يافت نشود و بسا به علت شدت سم اثر نكند . نيرنگ شيطان در روضهء كافى از امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : در ميان بنى اسرائيل مردى بود كه گرد دنيا نگشته بود و به هيچچيز از آن دست نيالوده بود ، شيطان سوتى زد كه همهء لشكريانش گرد او فراهم آمدند . گفت : كدام يك از شما براى من با فلانى درآويزد و او را از راه بهدر برد . يكى گفت : او را به من بگذار . شيطان گفت : از چه راهى او را گمراه كنى ؟ گفت : از راه زنها . گفت : تو مرد آن نيستى او زنان را نيازموده و مزهء آنها را نچشيده است . شيطان ديگرى گفت : پس او را به من واگذار . شيطان گفت : تو از چه راه او را گمراه كنى ؟ گفت از راه مىخوارگى و خوشگذرانى . گفت : تو هم مرد آن نيستى ، او توجهى به اين امور ندارد . شيطانك ديگرى گفت : پس من مرد اويم . گفت : تو از چه راهى او را گمراه كنى ؟ گفت : از راه كردار نيك و عمل خير . گفت : برو كه تو مرد او هستى . آن شيطانك رفت به جايى كه آن مرد مشغول عبادت بود و در برابر او ايستاد و نماز خواند . فرمود : آن مرد خواب مىكرد و آن شيطانك خواب نداشت ، آن مرد خسته مىشد و استراحت مىكرد و آن شيطان آسودگى نداشت و پياپى عبادت مىكرد . آن مرد عابد نزد او رفت و خود را در برابر او كمارزش ديد و كار خود را كوچك شمرد و به او گفت : اى بندهء خدا ! با كدامچيز تو بر اين همه نماز خواندن نيرو گرفتى ؟ شيطانك به او پاسخى نداد ، سپس پرسش خود را بازگفت و باز هم به او پاسخى نداد بار سوم از او پرسيد اينبار در پاسخ او گفت : اى بندهء خدا ! راستى كه من يك گناهى كردم و از آن توبه نمودم و هرگاه آن گناه به يادم آمد بر نماز نيرومند شوم . گفت : به من بگو چه گناهى كرده تا من بكنم و توبه كنم و بر نماز نيرومند شوم گفت : به شهر برو و از فاحشهء معروفهاى به نام فلان پرسش كن و دو درهم به او بده و از او كام گير . گفت : من از كجا دو درهم بياورم ؟ من نمىدانم دو درهم چيست ؟ شيطانك از زير پاى خود دو درهم برگرفت و به او داد و او هم برخاست با همان ردايى كه بر سر داشت به شهر درآمد و از خانهء فلانه فاحشه پرسش مىكرد . مردم او را به خانه او